tutorbox فروشگاه مدل سه بعدی پایگاه اصلی گروه فردوس

 

Complete Introduction to GIMP for Beginners - مجموعه نخست - منبع :
مولف بخش موضوع حجم دسترسی
Chris Tutorials مستقل  آموزش پایه 149 MB

 

در صورت نیاز به سرعت بخشیدن در ساخت آموزش ها در پایین همین مطلب، پیام بگذارید.

آموزش پایه 2.10 Gimp به زبان فارسی - مجموعه دوم- منبع : Ferdos-Team.irFerdosTeamLogo
مولف بخش موضوع حجم دسترسی
گروه فردوس مستقل آموزش مقدماتی    
گروه فردوس مستقل کلاژ و ترکیب تصویر    
گروه فردوس مستقل طراحی لوگو    

آموزش گیمپ به زبان فارسی در صورت نیاز به سرعت بخشیدن در ساخت آموزش ها در پایین همین مطلب، پیام بگذارید.

 

. . . یک فردی به نام «کاظم افجه‌ای» از نگهبانان زندان اوین بود و محمد هم خودش می‌دانست که او از هواداران سازمان منافقین است و معتقد بود که با امثال اینها باید کار کرد و اصلاح شان کرد.

خب این کاظم افجه‌ای که از هواداران سازمان بود و در درون زندان نگهبانی می‌داد، با محمد زیاد برخورد داشت. محمد می‌خواست روی او کار کند و او را ارشاد کند و اعتقادش هم همین بود.

چندین بار ما به محمد تذکر داده بودیم که او که یکی از هواداران سازمان است صلاحیت نگهبانی از اینجا را ندارد، اما محمد معتقد بود که نه، من او را اصلاح می‌کنم.

درست همان روز هشت تیر بود، وقتی حادثه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی پیش آمده بود. یادم می‌آید که من و معاون قضایی، محمد را احضار کردیم و به او گفتیم که مسئله دیگر از حد ارشاد گذشته و الآن به هیچ وجه صلاح نیست که کاظم افجه‌ای که از هواداران سازمان است و شما خودتان هم می‌دانید، در اوین باقی بماند، همین الآن بلند شو و خلع سلاحش کن.

کاظم مسلح به یوزی بود و توی همین دادسرا داشت نگهبانی می داد که وقتی مسئله را بعداً یک مقدار تعقیب کردیم، [متوجه شدیم که] به این صورت که می گویم مسئله می خواست بشود: کاظم افجه ای تصمیم داشت که همان روزها که شاید همان روز هشت تیر بود اگر بتواند توفیقی به دست بیاورد لحظه ای که من در دادگاه می روم و اعضای دادگاه هم هستند، یک جا همه ماها را به رگبار ببندد و از صبح کمین کرده بود و از صبح چندین دفعه دنبال من بود، ولی آن روز قضا و قدر چنین شد که من جز یک بار به دادگاه نروم و آن یک بار هم او موفق نشده بود. با اینکه اعضای دادگاه همه در یک اتاق جمع شده و من هم در خدمت شان بودم، او موفق نمی شود که در همان لحظه به دادگاه حمله کند.

بعداً وقتی من به اتاقم آمدم، اتفاقاً آن روز به دلیل تراکم کار بیرون نیامده بودم که کاظم، توفیقی برای ترور من پیدا بکند و وقتی ما محمد را احضار کردیم و به اتاق ما آمد و به او گفتم که حتماً باید بروی و کاظم را خلع سلاح بکنی، محمد گفت: «من اعتقاد به این کار ندارم، ولی می روم و این کار را می کنم، به دلیل اینکه شما گفته اید.»

محمد از اتاق ما که برادرمان معاون قضایی هم اینجا تشریف داشتند بیرون رفت و یوزی را از کاظم گرفت. کاظم اینجا متوجه می شود که یک مقدار لو رفته، بلافاصله خودش را به کلت مسلح می کند و شاید حدود یک ساعت بعد بود که ما در همان کنار استخر غذا را صرف کرده بودیم و قرار بود که پس از آن دادگاه مجدداً تشکیل شود، در آن موقع کاظم افجه ای حمله می کند.

وقتی او ظاهر شد و حدود ۶،۷ متری از پشت سر ما آمد، من یک وقت دیدم یک کسی صدا می زند «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» . . . ادامه